“خوشا به حالت … “

توصیه به رضایت از آنچه که در حال تجربه اش هستیم کم و بیش در تمام روش های خودکاوی و خود شناسی آمده است. این رضایت گاهی اوقات به اشتباه به بی تلاشی و وادادن تعبیر می شود در حالی که رضایت از تجربه کنونی پلی است برای ایجاد تغییر در آینده. پدیده ی “خوش به حالت فلانی” حاصل همین عدم رضایت از تجربه کنونی است. مثلا “خوش به حالت، کار زیادی نداری و به مطالعه می نشینی” در برابر “خوش به حالت، کار پر مشغله و پردرآمدی داری” یا “خوش به حالت، بچه هایت بزرگ شدند و برای خودشان رفتند و حالا می توانی به کار هایی که دوست داری برسی” در برابر “خوش به حالت، بچه ها هنوز کوچکند و دور هم هستید و حالش رو می برید”. ما در هر شرایطی از زندگی گویا می خواهیم به شرایطی بهتر در آینده گذر کنیم و یا به شرایطی در گذشته رجعت کنیم و فراموش می کنیم که از همین تجربه ای که اکنون داریم لذت ببریم. خیلی اوقات پس از گذران از تجربه ها، دریغ گویان از آن ها یاد می کنیم و ای کاش گفتن هایمان تجربه لحظه اکنون را به کاممان تلخ می کند و بسیاری وقت های دیگر با تصور رسیدن به مقصدی در آینده لحظه ی حال را درک نمی کنیم. رضایت از تجربه ای که اکنون داریم، با هوشیاری از این دست از افکار که مربوط به گذشته و آینده هستند گره می خورد . با این هوشیاری می توانیم به جای پرسه زنی در این افکار، از آنچه که اینک و اینجا در جریان است لذت ببریم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *