موزه ی خودکاوی

کمتر جهانگردی است که وقت رفتن به پاریس از دیدن موزه لوور صرف نظر کرده باشد. موزه ای که بخش مهمی از آثار ارزشمند تاریخی و هنری را در خود جای داده است.

به عنوان یک توریست شاید یک روز از سفر فشرده به پاریس را برای دیدن موزه صرف کردن و با سرعتی زیاد آثار را از پیش چشم گذرانیدن کار عجیبی نباشد و بعد از آن می توان در دفترچه ی دیدنی ها کنار نام موزه لور هم تیک زد. اما قصه از آنجا شروع می شود که احساس کنیم واقعا موزه لور را دیده ایم و از آن جالب تر این است که گمان کنیم به اندازه یک کارشناس هنری و یا تاریخی می توانیم درباره آثار به جا مانده از اجدادمان داد سخن سر دهیم.

همین نکته در باره موضوعات خودکاوی هم ممکن است برای بعضی هایمان پیش بیاید و با یک سفر توریستی در ابیات مولانا و یا سیر و سیاحتی گذرا در مفاهیم خودکاوی و خواندن چند خط کتاب (بدون تعمق، تمرین و ادراک) و شنیدن چند سخنرانی، شاید ناگهان احساس همه چیز دانی برایمان تولید کند و بعد چون حیف است که دروازه های این مخزن علم و اسرار معرفت را هم به روی عوام نگشاییم چون پیر طریقت و کاشف اسرار غیب، آسمان و ریسمان را در سخنرانی ها به هم می بافیم وکوانتوم و عرفان و میدان و فرکانس و ارتعاش و جذب و معنویت و آیه و حدیث را به هم ربط می دهیم تا چراغی باشد برای راه آیندگان.

خمش کردم سخن کوتاه خوشتر …

به قول آقا جلال:

یک سخن از دوزخ آید سوی لب

یک سخن از شهر جان در کوی لب

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *